فردريك چارلز ريچاردز ( مترجم : مهين دخت بزرگمهر )
159
سفرنامه فرد ريچاردز ( فارسى )
تخت جمشيد « تخت جمشيد » ، اين بناى تاريخى عظيم كه نمايندهء عظمت ايران باستان است ، در مرودشت بر پاى ايستاده . گرچه بناى آن ويران است ، با « اهرام مصر » و « مسجد بعلبك » و « معابد نيل » و « آكروپوليس آتن » برابرى مىكند . انسان قادر نيست از احساسات خود هنگام نزديك شدن به اين قبيل ابنيهء تاريخى سخن بگويد . در اولين نظر ، نفس در سينه حبس مىشود . چون نيازى به اداى عباراتى براى شرح و بيان آنها نيست . شخص آنها را مىبيند و بدون اراده نامشان را بر زبان جارى مىسازد چه آن يك لحظه ، براى بيان كليهء احساسات و چيزهايى كه شخص مايل است بر زبان آورد بسيار كوتاه مىباشد . « تخت جمشيد ! » « اهرام ! » « ابوالهول ! » چه ستايش و تحسينى از اين بالاتر . « تخت جمشيد » كه از لحاظ بزرگى حيرتآور و از لحاظ تصور ، شاهانه و مجلل است يادبود غرورآميز دورانى است كه همين خرابى و ويرانى آن به شكوه و جلال نامش افزوده است . آثار و بقاياى يك كاخ مجلل فرسنگها دور از تمدن ، كه درعينحال نمايندهء يك تمدن دو هزار و پانصد ساله است ، موجب مىشود كه آدميزادگان عصر حاضر ، خود را در مقايسه با آن كوتاه قد و پست بيابند . هرگاه درصدد برآييم غير از بيان شمهاى از افتخارات و شكوه و جلال گذشتهء آن از اين مقوله سخن گوييم حماقت است و اگر بخواهيم پس از يكى دو بار بازديد از آن ، مشاهدات خود را در يك فصل بگنجانيم بايد گفت كه به اين بناى تاريخى توهين روا داشتهايم ( 85 صفحه از يك كتاب براى وصف و بيان عالى لرد كرزن كافى نبود ) . تهيهء پردهء نقاشى از تمام بناى « تخت جمشيد » يك كار احمقانه